قالت فاطمه الزهرا(سلام الله علیها): جعل الله الجهاد عزا للاسلام.
حضرت زهرا در این کلام نورانی همه مسلمین در هر عصر را دعوت به جهاد برای عزت اسلام نموده است. بر اساس دیدگاه قرآن کریم به ملت اسلام، هر تجاوز و اشغالی در سرزمین های اسلامی (اشغال بحرین توسط ناوگان پنجم آمریکا و فرمان آمریکا در اشغال بحرین توسط آل سعود، اشغال 63 ساله فلسطین توسط رژیم اشغالگر قدس) باید با جهاد از سوی همه مسلمین روبه رو شود.
از این رو حی علی الجهاد فرزندان امام خامنه ای در بابل و ثبت نام جوانان بابلی در گردانهای استشهادی عین عمل به آیه فضل الله المجاهدین علی القاعدین اجرا عظیما می باشد.
دکتر الله کرم در ادامه به جهاد اکبر پرداخت و نمونه بارز آنرا ایستادگی در مقابل جریان انحرافی دولت دهم دانست؛ وی به مقایسه جریان انحرافی در دولت دهم و دولتهای گذشته پرداخت و اظهار داشت جریان های نفوذی و منحرف در دولت های گذشته، آنها را به مقابله با انقلاب اسلامی کشاند.
1- نفوذ مهره آمریکا به نام عباس امیر انتظام، دولت موقت بازرگان را به حمایت از آمریکا و مقابله با امام کشاند.
2- فرزند سید کاظم شریعتمداری که مهره غرب بود، جایگاه مرجعیت پدر را عامل معنوی کودتا در مقابل امام نمود.
3- حضور جریان انحرافی منافقین، دولت بنی صدر را به سقوط کشاند؛ البته اسناد از نفوذی بودن شخص بنی صدر نیز حکایت می کند.
4- دلباختگی شهید رجایی به تشرع ظاهری عنصر نفوذی منافقین در دولت به نام کشمیری، منجر به شهادت او، باهنر و ... گردید.
5- دادن جام زهر (پذیرش قطعنامه 598) به امام خمینی یکی از نتایج عملکرد جریان انحرافی(مائویستی) و نفوذی(فراماسونری) دولت موسوی بود. برخی اسناد از نفوذی بودن و فراماسون شخص موسوی نیز حکایت می کند.
6- جریان منحرف باند مهدی هاشمی توانست آقای منتظری که حاصل عمر امام و قائم مقام رهبری محسوب می شد را در مقابل نظام و امام راحل قرار دهد که بسیار عبرت آموز است.
7- جریان منحرف، نفوذی و غرب گرای تکنوکرات و فن سالار موسوم به کارگزاران سازندگی و تسلط آن بر ارکان نظام در دوران ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی توانست علت اصلی انقلاب اسلامی یعنی عدالت را در پای سرمایه داری ذبح کند.
8- جریان موسوم به خط امام پس از انحراف از خط امام و همکاری با جریان موسوم به کارگزاران سازندگی دولت هفتم و هشتم محمد خاتمی را نه تنها در مقابل ارزش ها و آرمانهای امام و نظام اسلامی قرار داد بلکه با در اختیار داشتن قوای مجریه، مقننه و شوراها می خواستند در چارچوب استراتزی فتح سنگر به سنگر، نظام اسلامی را تبدیل به رژیمی سکولار نمایند.
9- پیشینه فوق ما را به دقت بیشتر نسبت به جریان انحرافی و نفوذی در دولت دهم وا می دارد؛ این جریان امروز به نام جریان مشایی مطرح است؛ و در مقایسه با جریانهای منحرف و نفوذی قبلی، مشابه با ترکیبی از مدل 4 (دلباختگی شهید رجایی به تشرع ظاهری کشمیری ...) و 6 (نفوذ جریان منحرف باند مهدی هاشمی در بیت آقای منتظری...) می باشد.
به گزارش مشرق، روزنامه دیلی میل در گزارشی نوشت که مسلمانان شهر بیرمنگهام انگلیس یک آگهی تبلیغاتی را با اسپری مشکی کردهاند. نکته جالب اینجاست که این آگهی درست مقابل مسجد این منطقه قرار داده شده است.
این روزنامه در این خصوص مدعی شده است که «مسلمانان افراطیِ مخالف پوشیدن لباس شنا توسط زنان، دست به این کار زدهاند». این وبگاه این کار را نوعی خرابکاری اجتماعی عنوان کرده و آن را به «شبهنظامیان مسلمانان که از شهوت ایجادشده توسط این عکس رنجیده بودند»، نسبت داده است.
پلیس انگلیس افراطگرایان مسلمان را مسئول این کار میداند. این آگهی مربوط به شرکت اچ ام است که در آن لباس شنای زنانه تبلیغ شده است و در منطقه بالسال هیث شهر برمینگهام قرار دارد. اکثر جمعیت این منطقه را مسلمانان تشکیل میدهند.
البته این نخستین باری نیست که چنین اتفاقی در انگلیس میافتد. سال گذشته نیز شرکت مذکور در یکی از ایستگاههای اتوبوس چنین تبلیغاتی را ارائه کرده بود، که بر روی آن رنگ سیاه کشیده شد.
مسئول انتقالدهنده این آگهی در مصاحبه با وبگاه خبری میل آنلاین، اظهار کرده است: «این کار کمی نگرانکننده است. به نظر من این دیگران نیستند که باید تصمیم بگیرند چه چیزی میتواند در خیابانها به نمایش درآید و چه چیزی نمیتواند، خصوصا این که ما کشوری مسیحی هستیم».
طرح بازسازی گلزار شهدا، خلاقیت جدیدی است! که بخش عمده ی مدیران بنیاد شهید و امور ایثارگران ، چند سالی است انرژی خود را مصروف آن کرده اند و طبق معمولِ این قبیل شیرین کاری های دولتی ، حرص خوردن و تشویش اذهان ، تنها دستاوزد چنین ایده هایی برای دلسوزان و علاقمندان به میراث انقلاب اسلامی است. تا کنون چندین «گلزار شهدا»ی بزرگ که میراث گرانبهایی از تاریخ انقلاب اسلامی را در خود داشت ، به همت حضرات مدیرانِ پرهنر و پرکار بنیاد شهید ، به بدترین شکل ممکن یک دست سازی و تخلیه فرهنگی شده اند ( مانند اوضاع شرم آور و زننده ی گلزار شهدای مشهد و گلزار شهدای امامزاده چیذر) و اعتراض و مویه ی هیچ کس هم به جایی نرسیده است و همچنان پرسنل غیور و هوشیار بنیاد شهید ، با چشمانی تیزبین در کمین نشسته اند و هیچ فرصتی را برای بازسازی گلزار شهدا!!! در سراسر کشور از دست نمی دهند.
آن چه خواهید خواند نوشته ای است ساده اما از سر صدق و صفا که در وبگاه شهدای روستای ورین به بهانه «بهسازی قبور شهدا! » درج شده بود. امید است که سندی باشد بر این حقیقت که چنین جفای آشکاری بر میراث فرهنگی انقلاب اسلامی ، در سکوت محضِ فرزندان انقلاب انجام نشده است:
دهه شصتی: تو چرا اومدی جای منو گرفتی؟ مردم و خانواده شهدا بیشتر با من انس می گرفتند تا تو!
انسان های انقلابی، همه زندگی خود را درون طرحی جامع برای جهاد و مبارزه جای می دهند و هیچ فرصتی را هم از دست نمی دهند. این رویکرد، چیز عجیب و غریبی نیست! دشمن ما هم چنین رویکردی دارد. دشمن ما هم تفاوتی میان جبهه جنگ و زمین چمن نمی شناسد و از همه فرصت هایی که دارد استفاده می کند. ورزش هم یکی از همین فرصت ها است.
بارها دیده ایم که سیاست مداران غرب از حضور ورزشکاران ایرانی در بازی های بین المللی ابراز ناراحتی کرده اند. بارها دیده ایم که به ورزشکاران ایرانی با بهانه های سیاسی توهین کرده اند. همین عربستان سعودی، بارها از ورزشکاران ایرانی با بازرسی بدنی و انگشت نگاری و رفتارهای توهین آمیز پذیرایی کرده است. در مقابل، ورزشکاران ما هم از رویارویی با ورزشکاران رژیم نامشروع صهیونیستی خودداری می کنند. بسیاری از ورزشکاران نامدار دنیا هم در موضوعات مختلف جهانی اظهار نظر و ابراز عقیده کرده اند و اثرگذار هم بوده اند. بنابراین، «فوتبال سیاسی نیست» نمی تواند نظر یک فرد آگاه نسبت به ورزش جهانی باشد؛ زیرا چیزی که دیده می شود، نشان می دهد که ورزش –از جمله فوتبال- در کنار عرصه های دیگری که بیننده جهانی دارد، یک ابزار راهبردی برای اثرگذاری در دنیا است.
چیزی که به ورزش ما آسیب می زند، فقدان مدیریت و کمرنگ شدن اخلاق و اصالت یافتن پول و آب رفتن غیرت های ورزشکاران ما است. چیزی که به ورزش ما آسیب می زند، دستمزدهای گرفته شده و گرفته نشده ای است که با نتیجه های به دست آمده همخوانی ندارد. چیزی که که به ورزش ما آسیب می زند این است که جوانمردی و غیرت، و مرام پهلوانی پوریای ولی و جهان پهلوان تختی را فراموش کرده ایم و به دنبال دستمزدهای میلیاردی و مدل های جدید مو و لباس و شهرت فراگیر هستیم.
حجت الاسلام مجتبی ذالنور، شامگاه دوشنبه در سلسله نشست های سیاست روحانی در مدرسه علمیه صدوقی قم، در سخنانی که با موضوع تبیین شخصیتی مقام معظم رهبری مشخص شده بود، پس از بیان سخنانی در مورد شخصیت رهبر انقلاب، انتقادات صریحی را خطاب به محمود احمدی نژاد و تیم همراه او وارد کرد.
به گزارش عماریون، وی افزود: دوستانه خدمت احمدی نژاد عرض می کنم، که ایشان در عبارات شان هم تجدید نظر کنند؛ این که می آیند و می گویند من ثابت می کنم رابطه من و مقام معظم رهبری، رابطه پدر و فرزندی است، معتقدم این سخن ولو این که این طور هم باشد، اشتباه است؛ چرا که در روایات و احکام اسلامی داریم که ممکن است پدر یک فرد، او را امر به شرک کند و به همین دلیل نباید از او تبعیت کرد. ممکن است پدر اشتباه کند و طبق احکام اسلام، باید مخالف او حرکت کرد؛ حال باید پرسید این که آقای احمدی نژاد که می گویند رابطه من با مقام معظم رهبری رابطه پدر و فرزندی است، یعنی چه؟
وی افزود: باید گفت که رابطه با رهبر معظم انقلاب باید رابطه امام و مأموم باشد؛ این رابطه، رابطه مطیع و مطاع، رابطه مقلد و مقلد است؛ این حرف ها یعنی چه که رابطه ام با رهبری رابطه پدر و فرزندی است؟؛ این حرف ها معنی ندارد. این حرف، حرفی انحرافی است.
ذالنور افزود: توقع داریم احمدی نژاد موضع ش را شفاف تر بیان کند؛ رابطه پدر و فرزندی یعنی چه؟؛ مقام معظم رهبری، ولی حاکم است، او نائب امام زمان(عج) است و بدون امر او، نه رئیس جمهور و نه هیچ کس دیگر مشروعیت ندارد.
وی گفت: اگر اذن و رضایت ولی حاکم نباشد، عمل آن فرد حرام است، حتی اگر عمل واجب انجام دهد.
جانشین نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران، گفت: معنی ولایت را باید با حب و جان قبول کرد و از این عبارات دو پهلو مانند این که رابطه ام با رهبری رابطه ای پدر و فرزندی است، اجتناب کرد؛ البته من نمی گویم که احمدی نژاد نظر و مقصود خاصی داشته است که این حرف ها را می زند، ولی به هر حال باید عبارات خود را درست کند و بگوید ولی امر، نائب امام زمان(عج) است، که مشروعیت همه ارکان نظام با اوست.
وی در پاسخ به سؤال یکی از طلاب مبنی بر این که در زمان آغاز به کار دولت دهم که آقای احمدی نژاد مشایی را به عنوان معاون اول معرفی کرد و بعد جریانات پس از آن پیش آمد و متعاقب آن برخی احمدی نژاد را خطری انحرافی دانستند، اما شما آن موقع گفتید نه و این کار احمدی نژاد تنها یک کار غلط در کار اوست، آیا هنوز هم سر حرف خود هستید؟، گفت: هنوز هم سر این حرف خود هستم.
ذالنور گفت: با دکتر کواکبیان در دانشگاه شاهد مناظره داشتم و او 8 ایراد از احمدی نژاد گرفت که یکی از آن ها مسئله مشایی بود و باز گفت تمام این موارد در تضاد با رهبری و امام و انقلاب است، که بنده در پاسخ به او گفتم من همه این موارد را قبول دارم اما باید پرسید که احمدی نژاد را با چه کسی مقایسه می کنید؟
وی افزود: یا این که باید گفت این که نمره احمدی نژاد 20 است و شده 18؛ ما نارحت هستیم؛ چرا کسی که شب و روز کار می کند و زحمت می کشد، باید این کارها را بکند، این قابل قبول نیست ما ناراحت هستیم و دعا می کنیم این کارها رفع شود.
جانشین نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ادامه داد: حالت دوم این است که احمدی نژاد را با کاندیداهای دیگر چون موسوی و کروبی مقایسه کنید؛ حوادث بعد از انتخابات نشان داد اگر احمدی نژاد 50ضعف دارد، آن ها هزاران ضعف دارند.
وی گفت: حوادث بعد از انتخابات نشان داد که اگر ما بازهم به انتخابات برگردیم، باز هم به احمدی نژاد رأی می دهیم؛ البته یعنی ما دیروز نمی دانستیم که آقای احمدی نژاد این جور می شود، ولی با تمام این احوال که امروز این علم را نسبت به او پیدا کردیم، اگر باز هم برگردیم به انتخابات به احمدی نژاد رأی می دهیم، چون گزینه دیگری وجود ندارد که بخواهیم آن کار را کنیم؛ مگر غیر از این است؟؛ شما می خواهید به کروبی و موسوی رأی دهید که بهتر شود؟؛ تجربه نشان داده است که غیر از این است؛ بنابراین هیچ خلاف تکلیفی اتفاق افتاده و درست هم بوده که شما به احمدی نژاد رأی دادید. چرا که آن ها صریحا مقابل انقلاب و ولایت فقیه ایستادند.
ذوالنور تصریح کرد: احمدی نژاد بعد از 2سال ممکن است یک لغزشی نشان دهد، اما آن ها از همان ابتدا، موضع مخالفت با ولایت فقیه داشتند.
سکوت جریان نفوذی دولت در مقابل جریان فتنه پس از انتخابات 88، هرچند علامت سوالهای بسیاری را در اذهان ایجاد کرد؛ و گرچه پس از تدوام این سکوت در پی اتفاقات 25 بهمن 89، بسیاری را به اتخاذ موضع واداشت؛ اما نتوانست همچون امروز زنگ خطر این همسویی را به صدا درآورد.
فهم پدیدههای سیاسی و تحلیل این قبیل رویدادها البته هیچگاه نباید با مطلقانگاری همراه باشد، چرا که حلقههای مفقود فراوانی همیشه در میان است که نباید تأثیر آنها را در واقعنگاری قضایا نادیده گرفت. اما به هر روی، مشاهدات و یافتههای موجود در این عرصه هم حاوی نکات فراوان و البته قابل توجهی هستند که هر یک گویای شعبهی تازه از یک ماجرا خواهند بود.
زمین مشترک بازی جریان انحرافی و فتنه در ماجرای اخیر و دروازهی واحدی که هر دوی آنها هدف شلیک توپهایشان قرار دادند نمونههایی از همین یافتههاست که گویای ابعاد تازه ای از رویکردی است که جریان انحرافی در پیش گرفته است.
هدف مشترکی که هر دو جریان به دنبال آن بودهاند و البته هریک منافع خاص خود را در آن دنبال میکنند، «جدایی افکنی و ایجاد فاصله میان رییسجمهور و اصولگرایان» است.
اثبات این مدعا و بیان و شواهد چنین مقولهای مجال موسعی میطلبد که این نوشته فاقد آن است؛ هرچند با اندکی تامل میتوان تا حد قابل توجهی این رویداد را تصدیق کرد اما به هر روی، مسئلهی اصلی در این میان رویکردی است که جریان انحرافی مدتهاست در پیش گرفته و امروز بعد تازهای از آن آشکار شده است.
طیفی از روشنفکران غرب گرا که در جریان کودتای مخملی خودرا به رنگ سبز در آورده و ژست نوگرایی سیاسی به سبک وطن فروشان فراری آن طرف آب گرفته اند، اخیرا در تجمعات خود که ترکیبی از عوامل کف خیابانی فتنه و طیفهای مختلفی از اراذل و اوباش وبعضا هنرمند نماهایی که مدتهاست کوس رسوایی وبی آبرویی آنها به صدا درآمده است اقدام به هرزگی های پرخرجی نموده واز میهمانان خود از مشروبات الکلی وانواع مواد روان گردان پذیرایی می نمایند .
گفته می شود جنبش سبز به این شکل سعی دارد جمع دوستان را گرم و از ریزش افراد جلوگیری نماید .
در همین راستا یکی از دعوت شدگان به این محفل خصوصی وکاملا پنهان در وصف این میهمانی به خبرنگار ما گفت:" راضی کننده بود ومیهمان ها هم به اتفاق نظر داشتند که این نوع محافل از پراکندگی هواداران جلوگیری می کند".
از نکات جالب این نوع محافل خطابه های سیاسی هواداران در هنگام از خود بی خود شدن می باشد که معمولا با تشویق حضار همراه است!
اینک در این مکان مقدس و در این سنگر بزرگ فرهنگی، سربازان فرهنگ غرب با ظاهرهای بزک کرده مشاهده شدهاند؛ آنانی که مزار شهدا را با پارک اشتباه گرفتهاند. مدتی قبل مشاهده شد برخی از دخترکان بیحجاب با همراهی وحوش (سگ) در این مکان مقدس به ویژه قطعات شهدا پرسهزنی و خودنمایی میکنند. این نوع حضور آن هم در این مکان مقدس آزردگی خاطر خانوادههای شهدا و ایثارگران را به همراه داشته است. آیا باز هم باید سکوت کرد؟
پرواضح است که این وضعیت نشات گرفته از سیاستهای دولت در نادیده گرفتن قانون عفاف و حجاب و همچنین عدم برخورد با بیحجابی در شهر میباشد.
گفتنی است گلزار شهدا، مامنی برای علاقمندان و دلسوزان ارزشهای انقلاب و اسلام و از قافله عقبماندگان شهادت میباشد، مامنی برای آنانی که نامهربانی و بیمهریهای سیاسیون برفرهنگ به ویژه عفاف و حجاب و نیز تاراج عفت و حیای زنان در خیابان بر دلشان عقده شده و قطعات شهدا را بهترین محل برای درد دل با شهدا و جلای دل میدانند.