وی افزود: اینها چرا باید این کارها را بکنند، در حالی که حتی یک پیام و پیغام کوچک برای خانواده شهدای هسته ای ندادند، چه حقی دارند که با خانواده شهدا عکس و فیلم می گیرند و مردم را ملعبه دست خودشان می کنند، باید خجالت بکشند از خون شهدای هسته ای، این ها دل ما را به درد می آورند.
پدر شهید مصطفی احمدی روشن بیان داشت: کسانی که یک قدم برای خانواده شهدا برنداشته اند و سد راه خانواده شهدا هستند بیخود می کنند با خانواده شهدای هسته ایی عکس و فیلم می گیرند این ها می خواستند مملکت ایران را با آن چراغ سبزی که به آمریکا و اسرائیل نشان دادند به آنها بفروشند و سیبل مقابلشان مقام معظم رهبری بود و می خواستند ایشان را از اریکه قدرت پایین بکشند که به لطف خدا و پشتیبانی این مردم موفق نشدند و از این به بعد هم موفق نمی شوند.
وی متذکر شد: اینها کسانی بودند که برای خانواده شهدای هسته ایی که ما باشیم یک پیامک ندادند، اما رهبر معظم انقلاب و زن و بچه اش به خانه ما آمدند و ما را به خانه خودشان دعوت کردند ولی یکی از آنها قدم از قدم برنداشتند برای عرض تسلیت نه به ما و نه به کسان دیگری پیامی بدهند متاسفانه آنها جامعه را برای خودشان باز می بینند و می خواهند خون شهدای هسته ای را به نفع خودشان مصادره کنند.
پدر شهید احمدی روشن خاطرنشان کرد: خط قرمز ما و شهید احمدی روشن رهبر معظم انقلاب است و اگر کسی بخواهد از این خط قرمز بگذرد با ما طرف است و پا روی خون شهدای ما گذاشته و باید پا روی خون ما هم بگذارد.
دیدار اخیر هاشمی رفسنجانی با برخی از اصلیترین روحانیون فعال در فتنه 88 در حوزه علمیه قم ابهامات جدیدی را در مورد اصرار مجدد هاشمی رفسنجانی بر موضع سیاسی چالشزای وی در دوران فتنه ایجاد کرده است. این در حالی است که مردم تا کنون واکنشهای شدیدی را به این نحوه عملکرد سیاسی هاشمی رفسجانی نشان دادهاند چنانکه آخرین واکنشها، موجب تغییر و تحول در مدیریت مجلس خبرگان رهبری شد.
در حالی که رسانههای نزدیک به هاشمی رفسنجانی دیدار اخیر وی با برخی از روحانیون را دیدار با علمای قم! عنوان کردند، بررسیهای خبرنگار رجانیوز حاکی از آن است که برخی روحانین حاضر در این دیدار از عوامل فتنه 88 در قم بودهاند که نه تنها بارها مورد انتقاد طلاب قرار گرفتهاند بلکه در برخی از اغتشاشات خیابانی به دلیل هدایت و رهبری اغتشاشات، توسط نیروی انتظامی بازداشت شده بودند.
اگرچه مواضع هاشمی رفسنجانی در همراهی با این جریان سبب شد تا در راهپیمایی تاریخی ۹ دی ۸۸، مردم شعارهای تندی را علیه او و فرزندانش سر بدهند اما به نظر میرسد نزدیک شدن به انتخابات مجلس نهم و همچنین پررنگ شدن اقدامات جریان نفوذی در دولت سبب شده تا هاشمی دور جدیدی از فعالیتهای سیاسی خود را با محوریت این افراد آغاز کند.
با اینحال شاید بتوان شناخته شدهترین چهرههای مرتبط با فتنه 88 در دیدار با هاشمی رفسنجانی را ضیاء مرتضوی، حمیدرضا شریعتمداری، عبدالرحیم سلیمانی اردستانی و کاظم قاضیزاده دانست. تصاویر این افراد که در حوزه علمیه قم به عنوان حامیان فتنه 88 شناخته میشوند، پیش از این نیز در ایام حضور در اغتشاشات خیابانی، در رسانهها منتشر شده بود.
ضیاء مرتضوی از عوامل حامی و سازمان دهنده فتنه در قم است
که در اکثر بیانیهها و جلسات عناصر فتنه حضور داشته و هم اکنون نیز فعال
است. این در حالی است که وی رئیس پژوهشکده فقه و حقوق دفتر تبلیغات اسلامی
است. مرتضوی که تلاش زیادی برای تضعیف نیروهای انقلابی در قم داشته و حملات
اهانت آمیز وی علیه رئیس جامعه مدرسین در نشریات مختلف منتشر شده است،
هماهنگ کننده اصلی برنامههای تعامل هاشمی با روحانیون به شمار میرود.
حضور در نماز جمعه ۲۶ تیرماه هاشمی رفسنجانی در کنار معترضان در حالی که همه گروههای ضدانقلاب نیز اعلام حضور کرده بودند، از دیگر اقدامات وی بود؛ این در شرایطی بود که وی و برخی از دوستانش حتی کمتر در نماز جمعه قم دیده میشوند.
حمیدرضا شریعتمداری از منصوبان حجتالاسلام نواب (مشاور فرهنگی رئیس مجلس) در دانشگاه ادیان بوده و در ساماندهی جریان فتنه در قم نقش مهمی را ایفا میکرد. وی در اغتشاشات و آشوبهای تهران رسما حضور داشت و رجانیوز پیش از این تصاویر حضور او در درگیریهای خیابانی را منتشر کرده است. وی که از پیروان طیف فکری مصطفی ملکیان و جریان تجدیدنظر طلب است، با فعالیتهای گسترده در ایام اغتشاشات توانست ضمن دیدارهای متعدد با برخی علما، دانشجویان و طلاب، ذهن برخی از آنان را نسبت به نظام مشوش کند.
پس از آزادی دو نفر از عوامل فتنه یعنی عبدالرحیم سلیمانی که در درگیریهای بهشت زهرا بازداشت شده بود و ذبیحی یکی دیگر از عوامل فتنه، شریعتمداری و برخی دوستان همفکرش به منزل آنها رفته و تلاش کردند نشان دهند هنوز با این جریان همراه هستند. وی همچنین با انتشار نامهای به حجت الاسلام نواب تلاش کرد بازداشت این افراد را انکار و توجیه کند.
عبدالرحیم سلیمانی اردستانی از عناصر فعال در فتنه که در جریانات آشوبهای فتنه در تهران حضور فعال داشت. وی که از اساتید دانشگاه مفید قم است، به دلیل حضور در اغتشاشات بهشت زهرا (س) توسط نیروی انتظامی دستگیر و زندانی شده بود.
کاظم قاضیزاده نیز از عناصر حامی فتنه و فعال در بیانیههای حمایت از فتنهگران و مدیر موسسه فهیم است. این درحالی است که دفتر این موسسه محل تجمع عناصر فتنه است.
مسعود ادیب که عضو هیئت
علمی گروه فلسفه دانشگاه مفید است، یکی از اعضای ثابت جلسات ماهیانه بنیاد
باران ماهانه بنیاد باران به شمار می رود. این در حالی است که ادیب به
عنوان عضو مجمع محققین حوزه علمیه، ریاست ستاد موسوی در قم را نیز بر عهده
داشته و از طرفداران منتظری در شهر مقدس قم بشمار می رود به حدی که سخنرانی
مراسم چهلم منتظری برعهده وی بوده است.
گفتنی است در آبان ماه 88 جمعی از طلاب و فضلای حوزه علمیه قم در نامهای
سرگشاده به آیتالله مهدویکنی، دبیرکل جامعه روحانیت مبارز تهران از ادامه
حضور عوامل فتنه قم و حوادث پس از انتخابات در جایگاههای مدیریتی مرکز
مطالعات ادیان و مذاهب و دانشگاه ادیان قم که تحت مدیریت "حجتالاسلام
نواب" اداره میشود، گلایه کرده و خواستار اقدام ایشان شدند.
پس از این ماجرا و افشای عوامل فتنه در قم، برخی از این عوامل درصدد بازسازی وجهه تخریب شده خود بر آمده و تلاشهایی را در این زمینه آغاز کردهاند؛ به طوری که این افراد در نظر دارند تا در آستانه سال تحصیلی امسال جدید طلاب و دانشجویان، دست به ایجاد موجی جدید برای ملتهب کردن مجدد فضای سیاسی کشور بزنند؛ مسالهای که دیدار آنان با هاشمی رفسنجانی، آغازگر این پروژه است.
محمد خاتمی دو روز پیش در حالی برای حضور در مراسم تشییع و تدفین حجتالاسلام صدوقی نماینده ولیفقیه و امامجمعه فقید یزد به این شهر رفت که حضور وی در شهر یزد با اعتراضهای شدید مردمی مواجه شد.
به گزارش رجانیوز، مردم یزد در حالی اعتراض شدیدی به حضور خاتمی در این مراسم کردند و شعارهایی علیه وی بهعنوان یکی از سران داخلی فتنه سر دادند که وی تصور چنین برخوردی را در زادگاه خود نداشت. معترضان همچنین نسبت به سید حسن خمینی نیز مواردی را بیان کردند.
با این حال، این اولین بار نیست که خاتمی غافلگیر میشود، بهطوری که در انتخابات 88 نیز استقبال تاریخی مردم یزد در جریان سفر استانی احمدینژاد به این شهر در آستانه انتخابات، شرایط ویژهای را ایجاد کرد.
قالت فاطمه الزهرا(سلام الله علیها): جعل الله الجهاد عزا للاسلام.
حضرت زهرا در این کلام نورانی همه مسلمین در هر عصر را دعوت به جهاد برای عزت اسلام نموده است. بر اساس دیدگاه قرآن کریم به ملت اسلام، هر تجاوز و اشغالی در سرزمین های اسلامی (اشغال بحرین توسط ناوگان پنجم آمریکا و فرمان آمریکا در اشغال بحرین توسط آل سعود، اشغال 63 ساله فلسطین توسط رژیم اشغالگر قدس) باید با جهاد از سوی همه مسلمین روبه رو شود.
از این رو حی علی الجهاد فرزندان امام خامنه ای در بابل و ثبت نام جوانان بابلی در گردانهای استشهادی عین عمل به آیه فضل الله المجاهدین علی القاعدین اجرا عظیما می باشد.
دکتر الله کرم در ادامه به جهاد اکبر پرداخت و نمونه بارز آنرا ایستادگی در مقابل جریان انحرافی دولت دهم دانست؛ وی به مقایسه جریان انحرافی در دولت دهم و دولتهای گذشته پرداخت و اظهار داشت جریان های نفوذی و منحرف در دولت های گذشته، آنها را به مقابله با انقلاب اسلامی کشاند.
1- نفوذ مهره آمریکا به نام عباس امیر انتظام، دولت موقت بازرگان را به حمایت از آمریکا و مقابله با امام کشاند.
2- فرزند سید کاظم شریعتمداری که مهره غرب بود، جایگاه مرجعیت پدر را عامل معنوی کودتا در مقابل امام نمود.
3- حضور جریان انحرافی منافقین، دولت بنی صدر را به سقوط کشاند؛ البته اسناد از نفوذی بودن شخص بنی صدر نیز حکایت می کند.
4- دلباختگی شهید رجایی به تشرع ظاهری عنصر نفوذی منافقین در دولت به نام کشمیری، منجر به شهادت او، باهنر و ... گردید.
5- دادن جام زهر (پذیرش قطعنامه 598) به امام خمینی یکی از نتایج عملکرد جریان انحرافی(مائویستی) و نفوذی(فراماسونری) دولت موسوی بود. برخی اسناد از نفوذی بودن و فراماسون شخص موسوی نیز حکایت می کند.
6- جریان منحرف باند مهدی هاشمی توانست آقای منتظری که حاصل عمر امام و قائم مقام رهبری محسوب می شد را در مقابل نظام و امام راحل قرار دهد که بسیار عبرت آموز است.
7- جریان منحرف، نفوذی و غرب گرای تکنوکرات و فن سالار موسوم به کارگزاران سازندگی و تسلط آن بر ارکان نظام در دوران ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی توانست علت اصلی انقلاب اسلامی یعنی عدالت را در پای سرمایه داری ذبح کند.
8- جریان موسوم به خط امام پس از انحراف از خط امام و همکاری با جریان موسوم به کارگزاران سازندگی دولت هفتم و هشتم محمد خاتمی را نه تنها در مقابل ارزش ها و آرمانهای امام و نظام اسلامی قرار داد بلکه با در اختیار داشتن قوای مجریه، مقننه و شوراها می خواستند در چارچوب استراتزی فتح سنگر به سنگر، نظام اسلامی را تبدیل به رژیمی سکولار نمایند.
9- پیشینه فوق ما را به دقت بیشتر نسبت به جریان انحرافی و نفوذی در دولت دهم وا می دارد؛ این جریان امروز به نام جریان مشایی مطرح است؛ و در مقایسه با جریانهای منحرف و نفوذی قبلی، مشابه با ترکیبی از مدل 4 (دلباختگی شهید رجایی به تشرع ظاهری کشمیری ...) و 6 (نفوذ جریان منحرف باند مهدی هاشمی در بیت آقای منتظری...) می باشد.
حجت الاسلام مجتبی ذالنور، شامگاه دوشنبه در سلسله نشست های سیاست روحانی در مدرسه علمیه صدوقی قم، در سخنانی که با موضوع تبیین شخصیتی مقام معظم رهبری مشخص شده بود، پس از بیان سخنانی در مورد شخصیت رهبر انقلاب، انتقادات صریحی را خطاب به محمود احمدی نژاد و تیم همراه او وارد کرد.
به گزارش عماریون، وی افزود: دوستانه خدمت احمدی نژاد عرض می کنم، که ایشان در عبارات شان هم تجدید نظر کنند؛ این که می آیند و می گویند من ثابت می کنم رابطه من و مقام معظم رهبری، رابطه پدر و فرزندی است، معتقدم این سخن ولو این که این طور هم باشد، اشتباه است؛ چرا که در روایات و احکام اسلامی داریم که ممکن است پدر یک فرد، او را امر به شرک کند و به همین دلیل نباید از او تبعیت کرد. ممکن است پدر اشتباه کند و طبق احکام اسلام، باید مخالف او حرکت کرد؛ حال باید پرسید این که آقای احمدی نژاد که می گویند رابطه من با مقام معظم رهبری رابطه پدر و فرزندی است، یعنی چه؟
وی افزود: باید گفت که رابطه با رهبر معظم انقلاب باید رابطه امام و مأموم باشد؛ این رابطه، رابطه مطیع و مطاع، رابطه مقلد و مقلد است؛ این حرف ها یعنی چه که رابطه ام با رهبری رابطه پدر و فرزندی است؟؛ این حرف ها معنی ندارد. این حرف، حرفی انحرافی است.
ذالنور افزود: توقع داریم احمدی نژاد موضع ش را شفاف تر بیان کند؛ رابطه پدر و فرزندی یعنی چه؟؛ مقام معظم رهبری، ولی حاکم است، او نائب امام زمان(عج) است و بدون امر او، نه رئیس جمهور و نه هیچ کس دیگر مشروعیت ندارد.
وی گفت: اگر اذن و رضایت ولی حاکم نباشد، عمل آن فرد حرام است، حتی اگر عمل واجب انجام دهد.
جانشین نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران، گفت: معنی ولایت را باید با حب و جان قبول کرد و از این عبارات دو پهلو مانند این که رابطه ام با رهبری رابطه ای پدر و فرزندی است، اجتناب کرد؛ البته من نمی گویم که احمدی نژاد نظر و مقصود خاصی داشته است که این حرف ها را می زند، ولی به هر حال باید عبارات خود را درست کند و بگوید ولی امر، نائب امام زمان(عج) است، که مشروعیت همه ارکان نظام با اوست.
وی در پاسخ به سؤال یکی از طلاب مبنی بر این که در زمان آغاز به کار دولت دهم که آقای احمدی نژاد مشایی را به عنوان معاون اول معرفی کرد و بعد جریانات پس از آن پیش آمد و متعاقب آن برخی احمدی نژاد را خطری انحرافی دانستند، اما شما آن موقع گفتید نه و این کار احمدی نژاد تنها یک کار غلط در کار اوست، آیا هنوز هم سر حرف خود هستید؟، گفت: هنوز هم سر این حرف خود هستم.
ذالنور گفت: با دکتر کواکبیان در دانشگاه شاهد مناظره داشتم و او 8 ایراد از احمدی نژاد گرفت که یکی از آن ها مسئله مشایی بود و باز گفت تمام این موارد در تضاد با رهبری و امام و انقلاب است، که بنده در پاسخ به او گفتم من همه این موارد را قبول دارم اما باید پرسید که احمدی نژاد را با چه کسی مقایسه می کنید؟
وی افزود: یا این که باید گفت این که نمره احمدی نژاد 20 است و شده 18؛ ما نارحت هستیم؛ چرا کسی که شب و روز کار می کند و زحمت می کشد، باید این کارها را بکند، این قابل قبول نیست ما ناراحت هستیم و دعا می کنیم این کارها رفع شود.
جانشین نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ادامه داد: حالت دوم این است که احمدی نژاد را با کاندیداهای دیگر چون موسوی و کروبی مقایسه کنید؛ حوادث بعد از انتخابات نشان داد اگر احمدی نژاد 50ضعف دارد، آن ها هزاران ضعف دارند.
وی گفت: حوادث بعد از انتخابات نشان داد که اگر ما بازهم به انتخابات برگردیم، باز هم به احمدی نژاد رأی می دهیم؛ البته یعنی ما دیروز نمی دانستیم که آقای احمدی نژاد این جور می شود، ولی با تمام این احوال که امروز این علم را نسبت به او پیدا کردیم، اگر باز هم برگردیم به انتخابات به احمدی نژاد رأی می دهیم، چون گزینه دیگری وجود ندارد که بخواهیم آن کار را کنیم؛ مگر غیر از این است؟؛ شما می خواهید به کروبی و موسوی رأی دهید که بهتر شود؟؛ تجربه نشان داده است که غیر از این است؛ بنابراین هیچ خلاف تکلیفی اتفاق افتاده و درست هم بوده که شما به احمدی نژاد رأی دادید. چرا که آن ها صریحا مقابل انقلاب و ولایت فقیه ایستادند.
ذوالنور تصریح کرد: احمدی نژاد بعد از 2سال ممکن است یک لغزشی نشان دهد، اما آن ها از همان ابتدا، موضع مخالفت با ولایت فقیه داشتند.
سکوت جریان نفوذی دولت در مقابل جریان فتنه پس از انتخابات 88، هرچند علامت سوالهای بسیاری را در اذهان ایجاد کرد؛ و گرچه پس از تدوام این سکوت در پی اتفاقات 25 بهمن 89، بسیاری را به اتخاذ موضع واداشت؛ اما نتوانست همچون امروز زنگ خطر این همسویی را به صدا درآورد.
فهم پدیدههای سیاسی و تحلیل این قبیل رویدادها البته هیچگاه نباید با مطلقانگاری همراه باشد، چرا که حلقههای مفقود فراوانی همیشه در میان است که نباید تأثیر آنها را در واقعنگاری قضایا نادیده گرفت. اما به هر روی، مشاهدات و یافتههای موجود در این عرصه هم حاوی نکات فراوان و البته قابل توجهی هستند که هر یک گویای شعبهی تازه از یک ماجرا خواهند بود.
زمین مشترک بازی جریان انحرافی و فتنه در ماجرای اخیر و دروازهی واحدی که هر دوی آنها هدف شلیک توپهایشان قرار دادند نمونههایی از همین یافتههاست که گویای ابعاد تازه ای از رویکردی است که جریان انحرافی در پیش گرفته است.
هدف مشترکی که هر دو جریان به دنبال آن بودهاند و البته هریک منافع خاص خود را در آن دنبال میکنند، «جدایی افکنی و ایجاد فاصله میان رییسجمهور و اصولگرایان» است.
اثبات این مدعا و بیان و شواهد چنین مقولهای مجال موسعی میطلبد که این نوشته فاقد آن است؛ هرچند با اندکی تامل میتوان تا حد قابل توجهی این رویداد را تصدیق کرد اما به هر روی، مسئلهی اصلی در این میان رویکردی است که جریان انحرافی مدتهاست در پیش گرفته و امروز بعد تازهای از آن آشکار شده است.